تبليغاتX
دوستت دارم

اشعار

 
|+| نوشته شده توسط نصرت در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 13:15 |
 
my friend nasrat
|+| نوشته شده توسط نصرت در شنبه دهم فروردین 1387 ساعت 12:47 |
 
اخبار جهان به زبانهای بشتو فارسی و انگلیسی                   اخبار انگلیسی در باره افغانستان
|+| نوشته شده توسط نصرت در چهارشنبه پنجم دی 1386 ساعت 10:31 |
 فکاهیات
  

عکس

logo

برای اینکه من را به یاد بیاوری تنها کافیست در آینه نگاه کنی . من آن قطره اشکی هستم که از گوشه چشمان تو جاریست! 

سال ها پیش از این زیر یک سنگ در گوشه ای از زمین من فقط یک کمی خاک بودم همین. یک کمی خاک که دعایش دیدن آخرین پله خدا بود آرزویش همیشه پر زدن تا ته کهکشان بود. خاک هر شب دعا کرد از ته دل خدا را صدا کرد یک شب آخر دعایش اثر کرد یک فرشته تمام زمین را خبر کرد و خدا تکه ای خاک برداشت آسمان را در آن کاشت خاک را توی دستان خود ورز داد روح خود را به او قرض داد خاک توی دست خدا نور شد پر گرفت از زمین دور شد راستی من همان خاک خوشبخت من همان نور هستم پس چرا گاهی اوقات این همه از خدا دور هستم؟


مردي خواب عجيبي ديد . او در عالم رويا ديد كه نزد فرشتگان رفته و به كارهاي آنها نگاه مي كند هنگام ورود ، دسته بزرگي  از فرشتگان را ديد كه سخت مشغول كارند و تند تند نامه هايي  را كه توسط پيك ها از زمين مي رسند ، باز مي كنند و آنها را  داخل جعبه هايي مي گذارند.  

 مرد از فرشته‌اي پرسيد :  شما داريد چكار مي كنيد ؟ 
فرشته در حاليكه داشت نامه اي را باز مي كرد ، جواب داد :  اينجا
بخش دريافت است ، ما دعاها  و تقاضاهاي مردم زمين را كه توسط فرشتگان به ملكوت مي رسد به خداوند تحويل مي دهيم.

 


 

مرد كمي جلوتر رفت . باز دسته بزرگ  ديگري از فرشتگان را ديد كه كاغذهايي را داخل پاكت مي گذارند  و آنها را توسط پيك هايي به زمين مي فرستند.

مرد پرسيد :  شماها چكار مي كنيد ؟

يكي از فرشتگان با عجله گفتاينجا
بخش ارسال است، ما الطاف و رحمات خداوند را توسط فرشتگان  به بندگان زمين مي فرستيم.

 


 

 مرد كمي جلوتر رفت و يك فرشته را ديد كه بيكار نشسته!!

مرد با تعجب از فرشته پرسيد : شما اينجا چكار مي كني و چرا بيكاري ؟

فرشته جواب داد : اينجا بخش تصديق جواب است . مردمي كه دعاهايشان مستجاب شده، بايد جواب تصديق دعا بفرستند  ولي تنها عده بسيار كمي  جواب مي دهند .

 مرد از فرشته پرسيدمردم چگونه مي توانند جواب تصديق دعاهايشان را بفرستند ؟!
فرشته پاسخ داد :
 بسيار ساده است ، فقط كافيست بگويند :


خدايا متشكريم

 

 

 

دوست‌ات دارم
به همين ساده‌گي

دل شوره دارم
پنجره باز است و هوا گرم
با خودم مي گويم؛ دوست‌اش دارم
با خودم مي گويم؛
مي‌شود
يك روز آخر مي‌شود

ماهي ليز كوچك
مدام از دست‌هاي‌ام سر مي‌خورد
دريا كه حوض نيست
ولي من شنا مي‌كنم

تابلو‌هاي اتاق‌ام را برداشته‌ام
همه‌ي اتاق تنها شده است
اين آسمان لعنتي هواي دل‌تنگي در سينه دارد
در اداره‌ي هواشناسي جواب آدم را سر بالا مي‌دهند

راه مي‌افتم در خيابان
مي‌روم موزه
شايد از شادي‌هاي كودكي‌ام چيزي در آن جا باشد
يك نفر سر راه‌ام مي‌ايستد
مي‌گويد:
_"كدام كودكي؟
راه گم كرده‌ايد آقا؟"
سرطان مي‌گيرم انگار

تو طعم شكلات مي‌دهي
من طعم شكلات‌ها را دوست دارم
اما سهمي از شكلات‌هاي تو ندارم

آسمان هنوز حال‌اش خوب نيس
هواپيماها و پرنده‌ها
سردشان شده است
من دل‌ام گردو مي‌خواهد
سنگ براي شكستن دارم
اما خودش را نه

اما من تو را دوست دارم
به همين ساده‌گي

وقتي مي‌گويم حال‌ام خوب نيست
ماهي‌ها همه عاشق مي‌وند
ولي هيچ ستاره‌اي مرض بي‌نوري نمي‌گيرد
و اين شكلي تنهايي روي كتاب‌خانه‌ام مي نشيند


مي‌خواهم بنويسم آزادي
مداد مشكي‌ام اسير چشم‌هاي‌ات مي‌شود
كاغذم سبز مي‌شود
 

 

اجازه هست كه عشقتو تو كوچه ها داد بزنم؟ 

رو پشت بوم خونه ها اسمتو فرياد بزنم

اجازه هست که هر نفس ترانه بارونت کنم؟

ماه و ستاره رو فداي چشمونت کنم

اجازه هست که خنده هات قلبمو از جا بکنه؟

بهت بگم عاشقتم، دوست دارم يه عالمه

اجازه هست بهت بگم عشق تو توي سينمه؟

جونمو هم بپات بدم بازم براي تو کمه

بمن بگو،بگو بمن،بگو منو دوستم داري

بگو که واسه هوست پا رو دلم نميذاري

اجازه هست نگاهتو تو خاطرم قاب بکنم؟

چشمي که بدخواهمونه بخاطرت خواب بکنم

اجازه فرياد بزنم تو قلبمي تا به ابد؟

بدون اگه رسوا بشم، بخاطرت خوبه نبرد

اجازه هست کنار تو به اوج ابرا برسم؟

دست تو توي دستمو،برم به فردا برسم

اجازه هست دريا بشم،کويرو پيمونت کنم؟

تو صدف دلم بشي من تو دلت خونه کنم

اجازه هست يه لحظه باز توي چشات نگاه کنم؟

بايک نگاه بي ريا روي غمو سياه کنم

اجازه هست؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

 

 

ازکسي که دوستش داري ساده دست نکش شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشي از کسي هم که دوستت داره بي تفاوت عبورنکن چون شايد هيچ وقت هيچ کس تورو مثل اون دوست نداشته باشه
 
 

عشق يعني يک سلام بيجواب:::::::::::: :عشق يعني حسرت . تشنه به آب عشق يعني همچون من شيدا شدن ............ .عشق يعني قطره و باران شدن............ ......... ..... عشق يعني يک شقايق غرق خون ............ ........عشق يعني دردمحنت در درون!!!!!....... ......... .... عشق يعني سوز ني آه و شبان ............ ..عشق يعني معني رنگين کمان
 

 

دستانم تشنه ي دستان توست شانه هايت تکيه گاه خستگي هايم با تو مي مانم بي آنکه دغدغه هاي فردا داشته باشم زيرا مي دانم فردا بيش از امروز دوستت خواهم داشت

 
 

 
 
به کودکي گفتند : عشق چيست؟ گفت : بازي. به نوجواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : رفيق بازي. به جواني گفتند : عشق چيست؟ گفت : پول و ثروت. به پيرمردي گفتند : عشق چيست؟ گفت :عمر. به عاشقي گفتند : عشق چيست؟ چيزي نگفت.آهي کشيد و سخت گريست
 
 

دل من باز گریست

                قلب من باز ترک خورد و شکست

  باز هنگام سفر بود و من

                 از چشمانت میخواندم که به آسانی

  از این شهر سفر خواهی کرد

                 و نخواهی فهمید بی تو این باغ

  پر از پاییز است

 

 
 
 
 
در فراق تو چشمانم ابری و مه آلود است بیا بیا که دستانم

به گرمای دستانت محتا ج است ...

 

 

 

عشق فرمان داده که به تو فکر کنم
روز و شب زیر لبم اسم تو رو ذکر کنم
دوستم داشته باش ، دوستم داشته باش
من به آن می ارزم که به من تکیه کنی
گل اطمینان را تو به من هدیه کنی
من به آن می ارزم که در این قربان گاه تو به دادم برسی
تو نجاتم بدهی از دم بی نفسی
تو به آن می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم
تو به آن می ارزی که اسیر تو شوم
و به یومن نفست آنقدر زنده بمانم تا که پیر تو شوم
تو به آن می ارزی که گریه بارانم را به تو تقدیم کنم
عشق فرمان داده که به تو فکر کنم
روز و شب زیر لبم اسم تو رو ذکر کنم

 

 
 

آسمون به ماه میگه:عشق یعنی چی؟

 

ماه میگه:یعنی بودن درآغوش تو!

 

ماه میگه:حالاتوبگوعشق یعنی چی؟

 

آسمون میگه:انتظاردیدن تو!

 

 

|+| نوشته شده توسط نصرت در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 ساعت 14:36 |